تبليغاتX
گرگي
من گرگيم سگ مجيد آقا

 

به جوش و خروش تمام سگان

به دنياي عاريي ز گرگان

الا اي خدا ، اي خداي سگان

به حق سگي ،‌ رو ز ما بر مگردان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

اي روز گگار سگگي نامراد  . اي روزگگار سگگي ، سگگ هاي بي وفا . اي لحظات سگگي بي وفايي . دلم از كار و چرخش دنياي سگگي ، داره خيلي سگگي به هم مي خوره . نمي دونيد كه من چي ديدم از مجيد آقا .چيزي ديدم كه تا چند سال پيش ازش نديده بودم . يك اتفاق كاملن سگگي بود . اصولن مجيد آقا اين جوري نبود كه ، اونجوري هام نبود كه حالا ولي واسه خودش ، خيلي سگگي مومن بود. بگگذريم . چيزي كه ديروز ديدم اين بود كه  صبح وقتي مجيد آقا داشت  مي رفت سركار يك خانوووومي جلوي مجيد آقا داشت مي رفت و به قول مجيد آقا لباساش طرف رو بغل كرده بودند و چسبيده بودند بهش . جوري كه وقتي كه داشت راه ميرفت طرف پايين تنه يارو انگگار ذكر مي گفت ، چيزي شبيه اين كه يكي مال من يك مال تو . چه حجمي بالا و پايين ميشد تواون چند دقيقه . من نديده بودم كه مجيد آقا به چبزي اون جوري دقت كنه . مجيد آقا مي گگفت ،‌لباس هاي يارو عاشق بدن يارو بودند كه اون جور تنگگ بودند . واي خداي من مجيد آقا اونجوري بود و حالا داره اين جوري ميشه . خدا به بزرگگي خودش به جوونيش ببخشدش . آمين

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   |