تبليغاتX
گرگي
من گرگيم سگ مجيد آقا

بايد بگگم كه من امروز با مجيد آقا خونه بوديم . نه كسي اومد و نه كسي هم رفت . خوب بود . جمعه ش به قول مجيد آقا سگگي نبود . اين مهمه كه خدا واسه هيچ كسي  امري سگگي پيش نياره و سگگ بياري نگيردش كه اگگر بگگيردش حالا حالا ول بكنش نيست كه نيست . درست مثل خود مجيد آقا كه اون سال ، سال 78 هم از درس خوندن افتاد و هم تصادف كرد و هم تا حالا كه حالا باشه هميشه بدبيارياش سگگي سگگي .  

الا آن كه داري سر وتن درست  

 سرو تن درست دار و با ما درست

كه اين روزگگار عاقبت بي وفاست  

ندارد وفا وشنو گگو تو با ما درست .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

بايد بگگم كه  گگفتم باشه كه نگگين كه نگگفتي سگگ مجيد آقا چرا ما رو در جريان نزاشتي و باز مثل هميشه دلخوري كه اگگر مي گگفتي يك كاري برات مي كرديم . هم ميهن و شرق كه بسته شدند ، مجيد‌آقا مونده حيرون كه چه بخونه . آخه همش كه كتاب فاز نميده . دو روزبا فالاچي سرگگرمي ، سه روز باحمزوي سرش گگرمه ، چهار روز با .... .

دارم ميگگم كه نگگفته باشين كه چرا نگگفتي سگگ مجيد‌آقا . مجيد آقا اعصابش خراب شده بس كه تك وتنها نشسته و عين خيال پرداز هاي رواني ، فكر كرده كه سرگگرمي بعديش چي باشه . مجيد آقا اهل دختر بازي نيست كه نيست . دوست دختر هم كه قربون قدرت خدا برم تو هفت آسمون نداره كه نداره .

گگفتم كه نگگين چرا نگگفتي  سگ مجيد آقا ، مجيد آقا حالا چه كار كنه خوبه . با چي خودش رو سرگگرم كنه خوبه .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

خودم با چشماي سگگي خودم ديدم كه مجيد آقا چه جوري به اين ها نگاه مي كرد . مجيد آقا به اينها  ميگگه عظمت برافروخته . قشنگگ چراييش رو نمي دونم فقط مي دونم كه انگگار هيستريكش اونجا باشه ، همون جا و برافروختش مي كنه . آتيشش مي زنه . به روزگگار سياه ميشوندش اگگه خوشگگلش اون جوري باشه و بتونه كه اونو اون جوري كه دل خيليا ميخواد ببيندش .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

به نام آن كه سگ را دندان ببخشيد 

 بر ا ويك پنجه تيزي ببخشيد

مرا خوش حال كرد با اين آفرينش  

  كه صاحب مرا مجيد ببخشيد  

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

امروز خيلي سگي ، سگيم

سگ تر از هميشه هاي هنوز نيامده .

اي ابرها

 من شما را باردار خواهم كرد

و زمين را نجس .

بشاش به دنياي حقيقي .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

يك شعر سگگي :

از دور دست ها بوي گگرگگ مي آيد .

از پشت تپه ها

از پشت بيشه ها .

من پنجه هايم تيز

دندان هايم تيز

و زبانم تيزتر است  .

اي دشمن ماي من ، شرمت باد

و چشمانت كور

اگگر كه امشب فغاني برآيد از گگله ام

كه من سگگم

سگگ مجيد آقا . 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   |