تبليغاتX
گرگي
من گرگيم سگ مجيد آقا
امسال هم سال سگگیست برای مجید آقا . چون سالش رو      خوب شروع نکرد . چراش رو بیخیال شید و لی سال              سگگی براش. برای من ولی فرقی نمی کنه .                      چون من خودم سگگم .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

به اندازه تمام سگ های دنیا                             دوستت دارم مجید آقا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

وي خاطره ات پونس ، نوك تيز ته كفشم

اين صندل  رسوايي   اين صندل رسوايي

گگرگگي تو و ميشم من  جمعن به تو آويزيم

 آب است و سريشم من  جمعن به تو آويزيم

اوگگزاز و ديازپامي جز زلف تو آرامي

جز زلف تو و نا آرامم  رسوا و پريشم من  سشوار سشوار

اين و مجيد آقا همش به ياد خووشگگل خانوومش مي خونه ميگگه از محسن نامجوي . همش باهاش آواز مي خونه . هي ميگگه ،‌ اي وااااااي اي واااااااي . اي سگگ هاي تمام جهان من سردرد شدم . يكي يك كاست جديد بده مجيد آقا .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

به جون تموم سگگاي عالم قسم كه من مجيد آقا رو ول نكردم اين مجيد آقاست كه مارو ول كرده . سراغمون نمياد. مارو انداخته توي اين تنگگه قفس و رها كرده به امان خدا . مثل اين كه گگويا خوشگگل خانوومش جاي تنگگ مارو هم پر كرده . ازش خوشم مياد درست وقتي كه مجيد آقا بهش نزديك ميشه و دسش ميره اون پايين پايينا و منم نمي بينم و يك باره يك صدايي از توي حلقوم خوشگگل خانوومش در مياده كه يك آه باحالي داره كه نگگو . با اين حال بايد به فكر خودم  باشم تا براي خودم يك خوشگگل خانووم جور كنم ، چو اين جوري نميشه كه مجيد آقا هميشه سير آب و ما تشنه مثل سگگ . والا . به جون تموم سگگاي عالم امكان قسم اگگر دروغ بگگم .

بازي ديروز پريروز آبي ها انجام نشدو مجيد آقام دمق شد مثل سگگ . حال خر بيارو باقالي بار كن . مجيد آقا مگگه از تو لك درمياد . انگگار نه انگگار كه سگگي داره. ه ه ه ه ه . به من ميگگه با وفا . يار ديرينه . والا . به خووشگگل خانوومش ميگگه خووشگگل خانووم .

اينارو نوشتم تا به خووشگگل خانووم مجيد آقا بگگم  كه اگگر مجيد آقا رو نمي شناسي بدون كه مجيد آقا با برد آبي ها سر ذوق مياد و اين كه موقع فوتبال مزاحمش نشو و الا كاري مي كنه كه من هي پشت سرهم پارس كنم و غُر بكشم .

 فهميدي خووشگگل خانوومش .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

 

به جوش و خروش تمام سگان

به دنياي عاريي ز گرگان

الا اي خدا ، اي خداي سگان

به حق سگي ،‌ رو ز ما بر مگردان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

اي روز گگار سگگي نامراد  . اي روزگگار سگگي ، سگگ هاي بي وفا . اي لحظات سگگي بي وفايي . دلم از كار و چرخش دنياي سگگي ، داره خيلي سگگي به هم مي خوره . نمي دونيد كه من چي ديدم از مجيد آقا .چيزي ديدم كه تا چند سال پيش ازش نديده بودم . يك اتفاق كاملن سگگي بود . اصولن مجيد آقا اين جوري نبود كه ، اونجوري هام نبود كه حالا ولي واسه خودش ، خيلي سگگي مومن بود. بگگذريم . چيزي كه ديروز ديدم اين بود كه  صبح وقتي مجيد آقا داشت  مي رفت سركار يك خانوووومي جلوي مجيد آقا داشت مي رفت و به قول مجيد آقا لباساش طرف رو بغل كرده بودند و چسبيده بودند بهش . جوري كه وقتي كه داشت راه ميرفت طرف پايين تنه يارو انگگار ذكر مي گفت ، چيزي شبيه اين كه يكي مال من يك مال تو . چه حجمي بالا و پايين ميشد تواون چند دقيقه . من نديده بودم كه مجيد آقا به چبزي اون جوري دقت كنه . مجيد آقا مي گگفت ،‌لباس هاي يارو عاشق بدن يارو بودند كه اون جور تنگگ بودند . واي خداي من مجيد آقا اونجوري بود و حالا داره اين جوري ميشه . خدا به بزرگگي خودش به جوونيش ببخشدش . آمين

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

بايد بگگم كه من امروز با مجيد آقا خونه بوديم . نه كسي اومد و نه كسي هم رفت . خوب بود . جمعه ش به قول مجيد آقا سگگي نبود . اين مهمه كه خدا واسه هيچ كسي  امري سگگي پيش نياره و سگگ بياري نگيردش كه اگگر بگگيردش حالا حالا ول بكنش نيست كه نيست . درست مثل خود مجيد آقا كه اون سال ، سال 78 هم از درس خوندن افتاد و هم تصادف كرد و هم تا حالا كه حالا باشه هميشه بدبيارياش سگگي سگگي .  

الا آن كه داري سر وتن درست  

 سرو تن درست دار و با ما درست

كه اين روزگگار عاقبت بي وفاست  

ندارد وفا وشنو گگو تو با ما درست .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

بايد بگگم كه  گگفتم باشه كه نگگين كه نگگفتي سگگ مجيد آقا چرا ما رو در جريان نزاشتي و باز مثل هميشه دلخوري كه اگگر مي گگفتي يك كاري برات مي كرديم . هم ميهن و شرق كه بسته شدند ، مجيد‌آقا مونده حيرون كه چه بخونه . آخه همش كه كتاب فاز نميده . دو روزبا فالاچي سرگگرمي ، سه روز باحمزوي سرش گگرمه ، چهار روز با .... .

دارم ميگگم كه نگگفته باشين كه چرا نگگفتي سگگ مجيد‌آقا . مجيد آقا اعصابش خراب شده بس كه تك وتنها نشسته و عين خيال پرداز هاي رواني ، فكر كرده كه سرگگرمي بعديش چي باشه . مجيد آقا اهل دختر بازي نيست كه نيست . دوست دختر هم كه قربون قدرت خدا برم تو هفت آسمون نداره كه نداره .

گگفتم كه نگگين چرا نگگفتي  سگ مجيد آقا ، مجيد آقا حالا چه كار كنه خوبه . با چي خودش رو سرگگرم كنه خوبه .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

خودم با چشماي سگگي خودم ديدم كه مجيد آقا چه جوري به اين ها نگاه مي كرد . مجيد آقا به اينها  ميگگه عظمت برافروخته . قشنگگ چراييش رو نمي دونم فقط مي دونم كه انگگار هيستريكش اونجا باشه ، همون جا و برافروختش مي كنه . آتيشش مي زنه . به روزگگار سياه ميشوندش اگگه خوشگگلش اون جوري باشه و بتونه كه اونو اون جوري كه دل خيليا ميخواد ببيندش .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   | 

به نام آن كه سگ را دندان ببخشيد 

 بر ا ويك پنجه تيزي ببخشيد

مرا خوش حال كرد با اين آفرينش  

  كه صاحب مرا مجيد ببخشيد  

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سگ مجيد آقا   |